محمد بن هندوشاه نخجوانى

پيشگفتار 73

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

و يا خلق وحدت ، توافق ، پايدارى ، اعتماد و غيره نباشد ، آن دولت و يا خلق به آسانى مقهور و معدوم مىشود . . . » « 1 » براى نمونه ميتوان بعمليات نظامى بين اسكندر مقدونى و دارا استناد كرد كه در اثر نفاق و تضاد و اختلاف ميان قشر فوقانى اشراف ايران اسكندر مقدونى به آسانى توانست شاهد پيروزى را در آغوش گيرد . ميتوان گفت كه علت اضمحلال سلسله ساسانى ، غزنويان هنگام سلطنت سلطان مسعود پسر سلطان محمود و شكست محمد خوارزمشاه و پسرش جلال الدين نيز همين است . شدت اختلافات تضاد و خصومت همچنين سبب واژگونى سلطنت سلاجقه ، خلافت عباسيان ، حكومت ايلخانيان ، قزل اردا ، جلاير ، تيموريان ، قره قويونلو ، آق‌قويونلو ، صفويان و غيره گرديد . بر همين منوال ، نه تنها دول معظم دوران باستان و دوران قرون وسطا دچار شكست گرديدند ، بلكه خلقها و آثار باستانى فراوانى نيز محو و نابود شدند . محمّد نخجوانى بمسائل تربيتى اهميت ويژه‌اى ميداد ، زيرا در عهد فرمانروائى مغول ، از جمله در دوران ضعف قدرت مركزى كه جنگهاى داخلى فئودالها ، زورگوئيها و بيدادهاى طبقه حاكمه ، فريب مردم ، رشوه‌خوارى ، فقر و غيره باوج خود رسيده بود به ترتيب شايستهء مردم دشوار بود . با در نظر گرفتن وضع اسف‌انگيز موجود محمّد نخجوانى در اثر خود

--> ( 1 ) - ع . ع . علىزاده ، دربارهء پاره‌اى مسائل مربوط بتاريخ سلطنت سلجوقيان در خاورميانه و ماوراى قفقاز ، مسائل تاريخ خلقهاى قفقاز ، تفليس ، 1966 ، ص 267 . ( به زبان روسى )